به جز در مواردی که مثلاً توسط یک عکاس پرتره به صورت انفرادی انجام میشود، اغلب پروژههای عکاسی، تجاری و تبلیغاتی، طبیعت بیجان، استیج، مد و غیره مستلزم نقشی به نام کارگردانی هنری است.
این نقش بسیار مهم دربرگیرنده مجموعه خاصی از دستورالعملها و راهکارهای تعیین شده توسط مدیر هنری یا کارگردان هنری است که توسط عکاس و عوامل دیگر پروژه انجام میشود.
در بسیاری از مواقع حضور کسی به عنوان مدیر هنری در رأس پروژه، مسئولیتی بزرگتر از ثبت عکسی صحیح را بر عهده دارد و به نوعی معادل کارگردان یا طراح صحنه در پروژههای سینمایی است.
عکاسی تبلیغاتی تابع درخواست و سفارش مشتری است. همین فرایند پاسخ به مشتری است که ضامن درآمد استودیو عکاسی تبلیغاتی است زیرا آنها یعنی مشتریان فقط در برابر آنچه میخواهند عکاسی شود و درباره آن با شما صحبت کردهاند هزینه پرداخت خواهند کرد، خواه عکاسی تبلیغاتی از یک اتومبیل باشد خواه یک اتوی برقی، این مسئله بسیار مهم است که تمام تقاضاهای مشتری را به دقت یادداشت کنید و در نهایت عکسی تبلیغاتی تحویل بدهید که دقیقاً مطابق نیازهای مشتری باشد و این فرایندی است که ترکیبی از مهارتها و نقشهای تمام گروههای درگیر پروژه عکاسی تبلیغاتی را میطلبد. این مسئله که عکاس ناگزیر از ترکیببندی و خلق یک عکس نهایی است، در قسمت ویرایش گرافیکی و ادیت نهایی عکس وجود ندارد و دستورالعملهای تکنیکی و از پیش تعیین شده عکاسی تبلیغاتی در این مرحله کمتر است و تمام کارهای انجام شده و عکسهای نهایی باید به صورت تعدادی عکس تبلیغاتی در یک طرح کلی از صفحه یک کاتالوگ تبلیغاتی، بروشور یا بیلبورد درباره موضوع عکاسی تبلیغاتی به همراه متن ارائه شود.
در کار با طراحان و آژانسهای تبلیغاتی، نقش کارگردان هنری بسیار مهم و تعیین کننده است و به عنوان بخشی تفکیک ناپذیر در رسیدن به عکس تبلیغاتی نهایی، نقش مدیرهنری بسیار مهم است. همینطور در این پروژههای عکاسی تبلیغاتی نیازها و درخواستهای مشتریان به مراتب دقیقتر هستند و تقاضا برای چنین کارهایی هم بیشتراست.
پیش از آنکه عکاس تبلیغاتی کار خودش را در یک پروژه عکاسی تبلیغاتی شروع کند، مدیر هنری ایدههای خلاقانه بیشماری را طی جلسات متعدد بررسی کرده است. این جلسات با حضور یک مدیر خلاقیت، طراح گرافیست و در اولین مرحله و آخرین مرحله با حضور مشتری برگزار میشود. این فرایند گاه میتواند طولانی و دشوار باشد. ایدههای بسیاری ارائه خواهند شد، اما صرفاً یکی از آنها از جانب تمام تیم پذیرفته خواهد شد. در این لحظه ایده پذیرفته شده به دست عکاس میرسد. این ایده بسیار حساب شده، مشخص و دارای خصوصیات و مشخصات دقیق است و کار را تا حدود زیادی برای عکاس تبلیغاتی ساده میکند.
چیدمان قالبی است که توسط یک کارگردان یا مدیرهنری تعیین میشود که در آن عکس، عنوان و متن باید ترکیب شوند تا یک کل یکپارچه را تشکیل دهند. این راهنمایی است برای اطمینان از اینکه همه عناصر از نظر بصری با هم منطبق شده و به یک اثر هنری واحد تبدیل میشوند که در مورد عکس تبلیغاتی، هدف جلب توجه مخاطبان به محصول را دنبال میکند. به ندرت عکاس این فرصت را دارد که عکس بگیرد و بعداً از مدیر هنری بخواهد که تیتر و متن را درج کند. تقریباً همیشه برعکس است. نقش طراح گرافیک و مدیر هنری این است که تمام اجزا ( عکس، تیتر، کپی بدنه، لوگوی مشتری) را بگیرد و آنها را به شکلی منسجم جمع کند. اثر هنری تمام شده باید برای مشتری قابل قبول باشد و بتواند در حد بودجه تولید و چاپ شود.
پس از جلسه توجیهی اولیه که در آن عکاس از تمام الزامات عکس مطلع میشود، اکثر مشتریان یک برآورد کتبی از هزینههای تولید عکس را درخواست میکنند. معمولا پس از پذیرش این تخمین از جانب کارفرما، یک دوره زمانی (پیش تولید) برای آماده شدن برای عکاسی لازم است. این مرحله شامل تهیه و سازماندهی کامل تمام عناصر مورد نیاز برای قرار گرفتن در عکس نهایی است. در این مرحله است که عکاس باید اطلاعات و توصیههایی را در مورد جنبههای عملی چیدمان ارائه دهد. اگر برای عکاس واضح است که عناصر چیدمان در سطح عملی یا مالی قابل دستیابی نیستند، باید در جلسه توجیهی یا در دوره پیشتولید این مسئله را مطرح کند. عکاس تبلیغاتی نباید ارتباط مؤثر با مدیر هنری را تا روز عکاسی رها کند. در طول این فرایند مهم است که دائماً با سایر اعضای تیم ارتباط برقرار کند تا در جریان آخرین تحولات و تغییرات ایده قرار بگیرد.
اگر یک عکاس تبلیغاتی هستید خوشبینانه تصور نکنید که همه تجهیزات شما سالم هستند و کار میکنند. ابتدا همه چیز را بررسی کنید. انتخاب لنزها و تجهیزات مرتبط خود را محدود نکنید. فرض کنید مدیر هنری ممکن است نظر خود را تغییر دهد یا با دیدن نتیجه عکس درخواست انطباق بیشتر با ایده اصلی خود را داشته باشد. اگر تغییراتی را پیشنهاد میکنید، مطمئن شوید که میتوانید ایده خود را محقق کنید. اگر بریف اولیه سناریو عکس تبلیغاتی، یک بشقاب و یک هندوانه میخواهد، مطمئن شوید که حداقل شش بشقاب مختلف و تعدادی هندوانه برای انتخاب وجود داشته باشد.
عکسهای تبلیغاتی مورد استفاده در رسانههای مختلف تبلیغاتی به ندرت تصاویری تصادفی هستند. آنها تصاویری تبلیغاتی هستند که به پیامی مربوط میشوند که مدیرهنری تلاش میکند به مردم برساند. درک کامل آنچه مدیر هنری با این ترکیب کلمات و عکسهای تبلیغاتی میخواهد بگوید ضروری است. اگر از جانب عکاس تبلیغاتی تلاش واقعی و مؤثر برای بهبود نتیجه وجود داشته باشد، معمولاً از پیشنهادات عکاس استقبال میشود. پیشنهاد تغییرات رادیکال و اساسی با مقاومت روبرو خواهد شد. این ممکن است لزوماً به این دلیل نباشد که مدیر هنری با شما موافق نیست، بلکه به این دلیل است که هر تغییر عمدهای مستلزم ارائه مجدد ایده جدید به آژانس سفارش دهنده است و چون با آنچه مشتری موافقت کرده برای آن هزینه بپردازد فرق دارد، نیازمند تایید دوباره مشتری است. این موضوع در هر شکلی از عکاسی تبلیغاتی و حتی عکاسی تجاری ممکن است اتفاق بیافتد. برای مثال اگر کسی به شما پول میدهد تا از سگش در لانه مورد علاقهاش عکس بگیرید، میتوانید تغییراتی کوچک در این موضوع پیشنهاد کنید، اما اگر ایده عکاسی از سگ در حمامی پر از حباب را پیشنهاد میکنید، اگر با مقاومت مواجه شدید، تعجب نکنید. ممکن است به نظر شما ایده خوبی باشد، اما مشتری ممکن است از ظاهر سگ وقتی خیس است متنفر باشد. اگر واضح است که مشتری نسبت به آنچه که از شما انتظار دارد، نظری قاطعانه دارد، خود را موظف به ارائه هیچ پیشنهادی نکنید و کار را بر اساس نزدیکترین حد ممکن به نظر کارفرما پیش ببرید.
در بیشتر مواقع علاوه بر محدودیتهای خلاقانه، محدودیتهای فیزیکی نیز درباره قاببندی و ترکیببندی برای عکاس تبلیغاتی وجود دارد. مثلا اگر ترکیببندی نهایی یک آگهی تمام صفحه باشد، دوربین باید به فرمت پرتره ( عمودی ) ستاپ شود. یک صفحه دوتایی باعث میشود که دوربین روی حالت افقی ( افقی ) تنظیم شود و برای نوشتههایی که در طرح نهایی روی عکس قرار میگیرند، یک فضای خالی در نظر گرفته شود. یک صفحه دوتایی باید طوری به نظر برسد که انگار یک عکس است، اگرچه از دو تصویر مجزا اما متصل تشکیل شده است. یک بیلبورد عموما فرمت افقی دارد اما یک پوستر تبلیغاتی فروشگاه میتواند هم عمودی و هم افقی باشد.
در یک آگهی تمام صفحه که عکس تبلیغاتی در لبه صفحه چاپ می شود، متن ( کلمات ) روی تصویر چاپ میشوند. انتخاب تایپفیس مورد استفاده برای چاپ این متن توسط مدیر هنری انجام میشود. مکانیابی این قطعات و بخشهای مختلف متن ( تیتر، کپیرایت، بدنه ) به عنوان تایپوگرافی و لیاوت شناخته میشود. اما در تبلیغات یک صفحهای که عکس تبلیغاتی در داخل صفحه قرار میگیرد، تایپوگرافی در جاهای دیگر صفحه ظاهر میشود و نه روی تصویر. این قوانین همچنین در مورد گسترش دو صفحه، پوسترهای بزرگ، بیلبوردها و سایر رسانههای دیجیتال و چاپی نیز اعمال میشود.
قوانین کلی ذکر شده در بالا در پوسترهای تبلیغاتی، کاتالوگها و هر شکلی از رسانه تبلیغاتی که در آن ترکیبی از عکاسی تبلیغاتی و کلمات وجود دارد، صدق میکند.
خط برش یا Bleed اصطلاحی است که به مقدار مساحت اضافی مجاز در اطراف لبههای یک عکس که در فرایند چاپ بریده میشود، اطلاق میشود. این کار برای از بین بردن احتمال ظاهر شدن لبههای سفید هنگام چاپ اثر نهایی انجام میشود. اگر اندازه عکس تبلیغاتی کمی بزرگتر از کاغذ باشد، احتمال چاپ نشدن لبههای کاغذ کاهش یافته است. این امر به ویژه در مورد چاپهای بسیار بزرگ اهمیت دارد.
در دوران ظهور اولیه عکاسی، محدودیت های این رسانه ایجاب میکرد که اولین عکس ها از سوژه های طبیعت بی جان باشند . در مدت زمان کوتاهی پرتره هایی از افرادی که قادر بودند در طول مدت زمان نوردهی طولانی ثابت بمانند، امکان پذیر شد.
همانطور که تکنولوژی عکاسی پیشرفت می کرد، با افزایش سرعت فیلم و لنز، محدودیتهای فیزیکی و مالی برای پرترههای خانوادگی کاهش یافت. با توسعه فرآیندهای چاپ و تولید، عکاسی بیشتر و بیشتر به عنوان منبع اصلی تصاویر مورد استفاده قرار گرفت.
امروزه عکاسی استودیویی ژانرهای بسیاری را پوشش میدهد. ژانرهایی چون تصویرسازی تبلیغاتی، پرتره عروسی، مد، غذا، کاتالوگ و عکاسی محصول که ما را در محیط شهری احاطه کرده اند، اما در خود «تصویرسازی تبلیغاتی» نیز ژانرهای زیادی وجود دارد. مد، پرتره، محصول (طبیعت بی جان)، عکاسی از اتومبیل و غیره هر کدام یک حوزه تخصصی هستند، اما همه یک نتیجه مشترک دارند؛ ارتباط.
سبک و قدرت ارتباطات بصری به موازات عکاسی تکامل یافته است تا جایی که در مفهوم فعلی رسانه های جمعی قابل تفکیک نیستند. طبق تعریف، عکاسی تجاری به این معنی است که شما به عنوان یک عکاس بخشی از مکانیسم بازاریابی هستید که توسط آن تولیدکنندگان محصول خود را تبلیغ می کنند. مسئولیت شما این است که خصوصیات و مزایای بصری آن محصول را به اشتراک بگذارید.
از سوی دیگر، یک عکاس مد در تلاش است تا جلوه ای کلی ایجاد کند که «سبک زندگی» را به عنوان شایستگی محصول بیان کند و عکاس کاتالوگ بیشتر به بازنمایی حجم زیادی از محصولات بدون به خطر انداختن جزئیات محصول توجه دارد. از یک عکاس مواد غذایی انتظار می رود که طعم و کیفیت غذا با به بهترین شکل در عکس بازنمایی کند و عکاس عروسی و نوزاد استودیو دستمزد دریافت می کند تا اطمینان حاصل شود که یک پرونده تصویری وفادار از اعضای خانواده برای همیشه ثبت و ضبط و حفظ می شود.
تصویرسازی تبلیغاتی بسیاری از ژانرهای عکاسی را پوشش می دهد. اغلب دیده می شود که عکاسی محصول و مد، بیشترین استفاده مردم از عکاسی در رسانه های جمعی را تشکیل میدهند برای مثال در روزنامه ها و مجلات، اکثر تصاویری که ظاهر می شوند، تبلیغات یک محصول یا کالا هستند.
عکاسی تبلیغاتی از زمانی شروع شد که قابلیت تولید و تکثیر تصاویر در تیراژ زیاد بوجود آمد و عکس از آن زمان به یک ابزار مؤثر در صنعت تبلیغات تبدیل شده است. استفاده از عکاسی برای تصویرسازی تبلیغاتی، در دهه ۱۸۵۰ میلادی شروع شد، اما در آن زمان فقط به چاپ های تک نسخه که به مشتریان ارائه می شد محدود میشد.
همزمان با پیدایش ترام و فرآیندهای چاپ آفست، تاریخ عکاسی شاهد استفاده جدی از عکسها برای تبلیغات کثیر الانتشار در طول دهه ۱۸۸۰ بود.
۷۴۷
ابتدا عکسهای سیاه و سفید در دهه ۱۹۲۰ به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفتند و در پی آن و با ایجاد امکان بازتولید تصاویر با کیفیت رنگی، از دهه ۱۹۵۰ عکس به رسانه غالب برای تصویرسازی تبلیغاتی تبدیل شد.
در طول دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰، عکاسی تبلیغاتی مترادف شد با تولید تصاویر بازنمایان کننده، پر زرق و برق و گران قیمت رسانه های چاپی و محیطی.
از طرفی توسعه و محبوبیت روزافزون تلوزیون در بین مخاطبان، منجر به حرکت عکاسان به سمت فیلمبرداری تبلیغات تلویزیونی شد.
تا آن زمان، نورپردازی در اکثر تبلیغات تلویزیونی بصورت بسیار روشن بود، همه چراغ ها را روشن می کردند و سوژه را با نور کافی پوشش می دادند تا کاملا واضح باشد و کمترین کنتراست را داشته باشد. این رویکرد به دلیل محدودیت های ژنتیک فناوری تلویزیون و ناتوانی در بازنمایی فضاهای تیره در دوربین های تلوزیونی بو اما با بهبود فناوری، همان مهارتهای زیبایی شناسانه که عکاسان برای عکسهای خود به کار میبرند، در تولید آگهیهای تلویزیونی استفاده شدند.
اولین عکسی که با استفاده از امولسیون حساس به نور گرفته شد، یک عکس طبیعت بی جان از نمای پنجره اتاق کار جوزف نیسفورنیپس (۱۸۲۶) بود. این انتخاب موضوع بیشتر به دلیل طول مدت نوردهی (حدود هشت ساعت در زیر نور شدید خورشید) بود تا تصمیم خلاقانه برای عکاسی از چیزی که تکان نمیخورد. عکاسان اولیه درانتخاب موضوع، رویکرد نقاشان همعصر خود، یعنی بازنمایی تا حدودی رمانتیک از واقعیت را کپی برداری کردند. این امر منجر به این شد که بیشتر نمونههای تصاویر عکاسی بر روی طبیعت بیجان تلطیفشده متمرکز شوند که در میان هنرمندان قرن ۱۸ بسیار محبوب بود.
طبیعت بی جان نه تنها با زمان های نوردهی بسیار طولانی مورد نیاز امولسیون های عکاسی مناسب بود، بلکه سوژه ای را فراهم می کرد که عکاس و مخاطب هر دو با آن آشنا بودند، ازهمان زمان استفاده گسترده ای از طبیعت بی جان در تبلیغات و تصویرسازی تجاری شده است. این رویکرد را میتوان در عکسی بسیار زیبا و مسحورکننده از یک عطرزنانه چاپ شده در مجله ووگ، یا عکسی بسیار دقیق ازقطعات داخل یک دریل برقی در آخرین بروشور کاتالوگ شرکت بوش مشاهده کرد .
مصاحبه با مهدی طلاجوی، مدیر هنری، عکاس و عضو رسمی انجمن عکاسان تبلیغاتی و معماری ایران و موسس آژانس تبلیغاتی آبامدیا
امروزه با پیشرفت سریع رسانه های دیجیتال و شبکه های اجتماعی که از عکس و ویدیو استفاده میکنند، اهمیت تصاویر زیبا و تاثیرگذار از محصولات در قالب عکس ها و ویدیو های تبلیغاتی زیبا اهمیتی بسیار در موفقیت کسب و کارها و برندهای تولید کننده کالاهای مختلف دارند.
تحقیقات نشان میدهد بیش از ۶۵ درصد مردم هنگام تصمیم گیری برای خرید محصولات مورد استفاده در محیط زندگی و کارشان، به زیبایی و عناصر زیبایی شناختی محصولات اهمیت بسیار زیادی میدهند. از این رو ده ها سال است که عکاسی تبلیغاتی جایگاه ویژه ای در فروش این محصولات بویژه محصولات مربوط به دکوراسیون و مبلمان پیدا کرده است.
در این راستا در مصاحبه ای مفصل با موضوع جایگاه و شرایط کنونی عکاسی تبلیغاتی مبلمان در بازار امروز ایران، با مهدی طلاجوی یکی از طراحان و عکاسان با سابقه حوزه معماری و مبلمان، مدیر هنری و بنیانگذار موسسه هنری و آژانس تبلیغاتی آبامدیا که بعنوان مدیر هنری و طراح ارشد مبلمان با چند برند مطرح مبلمان ایران از جمله شرکت مبل رافل و شرکت مبل فاما همکاری دارد و بیش از ۲۰ سال سابقه همکاری با شرکت های گوناگون دیگر را نیز دارد به گفتگو نشستیم
• دقیق ترین تعریف عکاسی تبلیغاتی مبلمان چیست؟
اگر بخواهم خیلی کوتاه اشاره کنم، عکاسی تبلیغاتی مبلمان، در واقع شاخه ای میان رشته ای از عکاسی تبلیغاتی، هنر طراحی صحنه و صنعت مبلمان است.
ببینید، عکاسی محصولات به خودی خود، شاخه ای از عکاسی تجاری است، اما در باره صنعت مبلمان قضیه کمی فرق دارد، خود محصول مبلمان به عنوان زیر شاخه ای از طراحی صنعتی و معماری در نسبتش به محیط و فضای اطراف تعریف میشود، یعنی مبلمان بعنوان عنصری مهم از معماری داخلی، دکوراسیون و بخشی از فضاست. پس بازنمایی و ثبت تصاویر آن باید در فضای تعریف شده که مشابه فضای معماری است اتفاق بیوفتد.به زبان ساده یعنی بازسازی و شبیه سازی فضای زندگی یا کار که آن محصول برای همان منظور ساخته شده است.
• امروزه شاهد فعالیت شرکتهای متعدد صنعت مبلمان در ایران هستیم، و این صنعت حدود ۱۰ درصد تولیدات داخلی را به خود اختصاص میدهد و این یعنی انبوهی از تصاویر و عکس های تبلیغاتی از مبلمان، ولی شاید سوال اصلی این باشد که چه نوع عکس های در این حوزه بیشترین بازخورد را دارند
مسلما عکس های سبک زندگی یا همان لایف استایل ( Life Style ) مبلمان، پر بیننده ترین ترین و محبوب ترین انواع عکس های تبلیغاتی در بین مخاطبان هستند.
استفاده از عکس های لایف استایل مبلمان در رسانههای تبلیغاتی مثل کاتولوگها، وبسایت، مجلات مبلمان و رسانههایی از این دست یکی از موثرترین راهها برای نمایش ویژگیهای منحصر بفرد محصول و در نتیجه جلب توجه مخاطبین و افزایش بازخورد و در نهایت افزایش فروش است.
امروزه دیگر استودیوهای آماتور عکاسی مبلمان، با عکاسی مبلها در پسزمینههای ساده و تکرنگ و تولید عکس های تخت محصولی حتی اگر کیفیت خوبی داشته باشند، نمیتوانند مشتریهای سختپسند مبلمان را که ذهنشان سرشار از تصاویر زیبای پینترست و مجلات خارجی است، اقناع کنند و نظر آنها را به محصول جلب کنند.
اکنون مشتریان دوست دارند ببینند هر یک از اجزا مبلمانی که قصد خرید آن را دارند، در ترکیب با سایر عناصر طراحی داخلی چگونه بنظر میرسند. این افراد وقتی عکس با کیفیت و ساخت و ساز شده مبلمانی را که ما در آژانس تبلیغاتی آبا تهیه میکنیم را در محیط های زیبا و صحنه پردازی شده شبیه به واقعیت میبینند، درک عمیقتر و بهتری از خصوصیاتی نظیر: رنگ چوب و پارچه، سبک طراحی و ابعاد و اندازه مبلمان مورد نظرشان پیدا میکنند و این بسیار تاثیرگذار و متقاعد کننده است و به فرآیند فروش قطعی محصول کمک شایانی میکند.
گاهی حتی تجسم سه بعدی و تصویرسازی دیجییتال روی عکس ها، کار را برای فروش راحت تر هم می کند.
• روند تولید این عکس ها و روال عکاسی پروژهای عکاسی لایف استایل مبلمان چگونه است؟
پروژه های عکاسی مبلمان لایف استایل در آژانس تبلیغاتی آبامدیا از فرآیند تحقیق، بنچمارک و مطالعه و بعد تنظیم سناریو اولیه پروژه شروع میشود. این سناریو اولیه بر اساس نوع محصول مبلمان، بودجه پروژه و بودجه مورد نظر کارفرما، سبک طراحی و پایه استتیک و زیبایی شناسی مبل ها، امکانات مکانی و زمانی، بستر و رسانه انتشار تصاویر و در نهایت مدیوم تصاویر تدوین میشود.
مرحله بعدی مرحله پیشتولید و آماده سازی است که شامل ساخت و آماده سازی دکور و مدلها و اکسسوری و غیره میشود و مرحله سوم که مرحله عکاسی یا شوتینک است.
• با این اوصاف پروژههای عکاسی مبلمان چیزی شبیه به ساخت تیزر های تبلیغاتی هستند.
بله دقیقا، اما در پروژه های عکاسی لایف استایل راحتتر میتوان از ادیت و مونتاژ و جلوه های فتوشاپ استفاده کرد، به همین خاطر دست طراح و عکاس کمی بازتر است و نتایج نهایی و تصاویر خروجی هم کیفیت بالاتری دارند. در عکاسی تبلیغاتی لایف استایل مبلمان هم مانند تیزرها و ویدیو های تبلیغاتی مبلمان، طراحی صحنه و استیج دیزاینر، صحنه عکاسی را متناسب با محصول طراحی کرده و میسازد. مبلمان در صحنه عکاسی چیدمان میشوند و مدل ها هم مانند بازیگران احتمالی در صحنه حضور پیدا میکنند و عکاسی انجام میشود.
• آیا میتوان در همان صحنه و فضا، و در قالب یک پروژه از محصولات فیلمبرداری و تصویربرداری هم کرد و یا تیزر تبلیغاتی ساخت؟
به نکته بسیار خوبی اشره کردید. با توجه به اهمیت روزافزون ویدیوها نسبت به تصاویر ثابت و عکسها، در سوشال مدیا و رسانه های دیجیتال امروز، مانند یوتیوب یا آپارات بعنوان یک نمونه ایرانی، یکی از پیشنهادهای جذاب ما در آژانس تبلیغاتی آبامدیا به مشتریان و کارفرمایان حوزه مبلمان، تولید ویدیوهای تبلیغاتی، همزمان با عکاسی است، چرا که با تجمیع این دو نوع تولید محتوا هم هزینه های تولید محتوا برای کارفرما کاهش مییابد و هم دستمزد کمتری بابت هر دو نوع تولید محتوا پرداخت میکند، در واقع کارفرما یک بار برای صحنه پردازی، نفرات، تجهیزات، هزینه همل و نقل و دستمزد تیم تولید محتوا هزینه میکند و در عوض هم عکسهای با کیفیت و هم ویدیوهای جذاب از محصول مبلمانش بدست میآورد.
• در پایان چه توسیهای برای تولیدکنندگان مبلمان و کسانی که بدنبال فروش بیشتر در صنعت مبلمان هستند دارید؟
در جمع بندی و نتیجه گیری نهایی و بعنوان یک توسیه تخصصی، به فعالان و تولیدکنندگان زحمتکش و موفق این حوزه پیشنهاد میکنم که تولید محتوای تخصصی در حوزه مبلمان و تولید تصاویر جذاب و با کیفیت از محصولات را قبل از هر اقدامی در فضای دیجیتال مارکتینگ جدی بگیرند و انجام این فعالیت بسیار تخصصی و دقیق را به تیم های متخصصی که این زمینه کاری را می شناسند و در آن تبحر کافی دارند بسپارند. ما در آژانس تبلیغاتی آبا با بهره از زمینه دانش و تخصص قابل قبول کارشناسان و اساتید و طراحان متخصص حوزه مبلمان و همینطور مجموعه بدنه دانش سطح بالا و آکادمیک و دانشگاهی، تنوع وسیعی از خدمات مربوط به محصول مبلمان را به صورت تخصصی به صاحبان صنایع مبلمان ارایه میدهیم و به ایشان کمک میکنیم که بهتر و در فضایی درست و متناسب با محصولشان دیده شوند.